جواد بن شفيع ملكى تبريزى

35

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )

پاك و پاكيزه كند ، پس آن نفس ناطقه با گوهرهاى علّت‌هاى نخستينش مشابه خواهد گشت ، و اگر مزاجش را معتدل سازد و از صفات متضادّه دورى جسته ، طريق وسط و عدل را بپويد ، پس با هفت آسمان مستحكم مشاركت خواهد نمود . » ] و هكذا در خبر ديگر در بيان خليفه مىفرمايد ( بعد از بيان چند فقره ) : فمن تخلّق بالأخلاق فقد صار موجودا بما هو إنسان دون أن يكون موجودا بما هو حيوان ؛ فقد دخل فى الباب الملكىّ الصّورىّ و ليس له من هذه الغاية معبر . [ « پس كسى كه متخلّق به اخلاق الهى شود ، موجودى خواهد شد از جهت انسانيّت خود ، بدون آنكه موجود شود از جهت حيوانيّت ؛ بنابراين چنين فردى داخل مىشود در زمرهء فرشتگانى كه داراى صورتند ، و از اين مقام مقامى برتر وجود ندارد . » ] و اگر اين دولت براى كسى دست دهد و از عوالم آب و گل كه عالم ظلمت است ترقّى نمايد ، و خود را به مقام معرفت نفس برساند يعنى حقيقت نفس و روح خود را كه از عالم نور است و مفتاح معرفت ربّ است بالكشف و العيان ببيند ؛ خواهد ديد كه نفس او از مجرّدات است . آن وقت از حجب ظلمانيّه نجات يافته ؛ و نمىماند ما بين او و وصول به مقامى كه ممكن است از معرفت حضرت او جلّ جلاله ، مگر حجب نورانيّه ؛ و در طىّ اين حجب و وصول به اين مقام منيع ، لذّات و بهجات و لوازم و عوالمى هست كه آن عوالم و لوازم را كسى غير از اهلش چنان‌كه شايد و بايد نمىداند . و اگر كسى هم علما و يا از راه برهان ، اعتقاد [ به ] دست بياورد ، چنان‌كه